سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی گرامی باد
فرشته و هیزم شکن
روزی، وقتی هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه
وقتی در حال گریه کردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟
هیزم شکن گفت که تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت. " آیا این تبر توست؟" هیزم شکن جواب داد: " نه
فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید که آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شکن جواب داد : نه
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟
جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد
یه روز وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب. (هههههههه)
هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟
اوه فرشته، زنم افتاده توی آب
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟
" آره " هیزم شکن فریاد زد
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب کردی، این نامردیه
هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. میدوونی، اگه به جنیفر لوپز " نه" میگفتم تو میرفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به کاترین زتاجونز "نه" میگفتم تو میرفتی و با زن خودم می اومدی و من هم میگفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره
رموز مدیریت موفق
وظایف اصلی یک مدیر نوآوری و بازاریابی است . چقدر وقت صرف هر کدام از اینها می کنید ؟
· همیشه نیروهایتان را روی یکی دو موردی متمرکز کنید که بازده درست و حسابی دارند .
· اطلاعات را در اختیار افراد بگذارید . همه می خواهند بدانند اوضاع واقعاً چطور پیش می رود .
· (( من شش خدمتگذار صدیق دارم که هر چه می دانم از آنها یاد گرفته ام . نامشان چه چیزی ، چه زمانی ، چه جایی ، چه کسی ، چرا و چطور است . )) رودیارد کیپلینگ
· یک مدیر طوری رفتار می کند که انگار همه دارند او را تماشا می کنند ، حتی وقتی هیچکس به او توجه ندارد یا تنهاست .
· یک مدیر شخصاً بیشترین مسئولیت را در مورد عملکرد سازمان و نتایج آن قبول می کند .
· مدیران به راه حل ها فکر می کنند و درباره آنها حرف می زنند اما دیگران به مشکلات فکر می کنند و درباره آنها حرف می زنند .
· همیشه آینده را به گذشته ترجیح بدهید . در حال حاضر داریم چه می کنیم ؟
· روی کاغذ فکر کنید . تمام مدیران کارآمد قلم به دست فکر می کنند .
· موانع وقتی خودنمایی می کنند که چشم از هدف برداریم .
· به محض اینکه هدفتان برایتان روشن شد فقط به این فکر کنید که می توانید به آن برسید .
· برای انتخاب افراد یک تیم بهترین اصل این است : (( موقع استخدام با صبر و حوصله عمل کنید و موقع اخراج سریع . ))
· تصمیم گیری سریع در انتخاب کارکنان معمولاً بدون استثنا تصمیم گیری نادرستی است . عجله نکنید .
· برای انتخاب افراد خواست خودشان بهترین معیار است . فقط کسانی را استخدام کنید که واقعاً خواهان شغل مورد نظر هستند .
- در انتخاب کارکنان کاملاً خودخواه باشید . فقط کسانی را انتخاب کنید که از آنها خوشتان می آید ، از کار کردن با آنها لذت می برید و دوست دارید در کنارتان باشند .
مدیران موفق
واژه مدیریت را معمولا با کارهای تیمی ، جلسات کاری ، تصمیمات مهم به یاد می آوریم . اما مدیریت در واقع این ها نیست ، مدیریت راهنمایی و نظارت کردن تیمی متشکل از 1 یا چند نفر با هدف هماهنگ سازی و ایجاد یک هارمونی در بین اعضای آن ، برای کامل کردن هدفی مشخص است.
مدیران عالی رتبه باید از دانش کافی در تکنیک ها و مهارت های مدیریتی برخوردار باشند ، آخرین تغییرات بازار را بدانند و قادر باشند آینده را پیش بینی کنند. و این نکته را در نظر داشته باشند که محصول مورد نیاز امروز را دیروز و مورد نیاز فردا را امروز باید تولید کنند.
مدیران تنها کسانی هستند که می توانند دنیا را تغییر دهند و به سمت مسیر دلخواه خود پیش ببرند. مدیران موفق شرکت های کوچک مثل گوگل و مایکروسافت، موفق به تبدیل شرکت هایشان به بزرگترین شرکت های دنیا شدند.
در مطالعاتی که در مورد مدیران موفق داشتم به این نتیجه رسیدم که قوانینی بین همه این مدیران برای مدیریت حاکم بوده که در زیر با آن اشاره می کنم:
- مشکل را حل کنید ، صورت مسئله را پاک نکنید ! مسئله دیر یا زود باید حل شود . قبل از اینکه خودتان یا دیگران را برای این مشکل ملامت کنید سعی در برطرف کردن مشکل داشته باشید.
- به مردم بگویید که چه چیزی می خواهید نه اینکه چه جوری کاری را که می خواهید انجام می دهید. اگر به مردم درباره هدف هایتان بگویید ، می فهمید که آنها نیز مشتاقانه به هدف شما احترام می گذارند . پس مردم را به سمتی که هدفتان هست راهنمایی کنید نه اینکه به آنها یک دستورالعمل یا آموزش ارائه دهید.
- هدفتان را مدیریت کنید نه تشریفات اداری و کاغذ بازی ها را . همیشه یادتان باشد که شما وظیفه تان مدیریت قسمت خاصی از یک شرکت است حالا هر چه که باشد ، تمام کاغذ بازی ها و تشریفات اداری برای هدف شما انجام می شود ، شما این مرحله را حذف کنید و مستقیما به هدفتان بپردازید .
- هیچ کاری را به شخصه انجام ندهید. همیشه به یاد داشته باشید که شما یک مدیر هستید ، وظیفه مدیران برنامه ریزی ، سامان دهی ، نظارت و راهنمایی است . عمل کردن به این نقشه ها و وظیفه ها بر عهده کارکنان شماست. وقت با ارزشتان را برای پرداختن به این گونه مسائل اتلاف نکنید. شما باید مدیریت کنید نه اینکه کاری را انجام دهید.
- همیشه یک شروع خوب داشته باشید. پروژه ها وقتی با یک شروع بد آغاز می شوند به سختی به مسیر اصلی و درست خود باز می گردند پس سعی کنید یک شروع برنامه ریزی شده و موفق داشته باشید.
- از دفترتان بیرون بروید و از نزدیک کارمندانتان و نحوه انجام پروژه ها را مشاهده کنید . شما باید خودتان را در دسترس دیگران قرار دهید این باعث می شود همیشه خبرهای دست اول را از محیط کارتان و پروژه هایتان دریافت کنید و بدانید دقیقا چه اتفاقی در حال وقوع است.
- یک مدیر نمونه باشید ، اگر از کارمندانتان می خواهید برای اضافه کاری در شرکت بمانند خودتان هم همراه آنها بمانید و به کارهایتان برسید . اگر قصد مسافرت به جایی را به همراه تیمی از شرکتتان دارید ، به این دلیل که سیاست شرکتتان این اجازه را می دهد که شما با یک پرواز First Class سفر کنید در حالی که بقیه تیمتان در قسمت های دیگر هواپیما باشند این کار را نکنید. سعی کنید یک رهبر باشی تا مدیر ، مطمئنا ارزشش را خواهد داشت.
- کارهای ساده را به دیگران محول کنید و همیشه خود را با پروژه های سخت و سنگین درگیر کنید ، این باعث پیشرفت شما می شود.
- خودتان را طوری نشان ندهید که انگار بهترین هستید و هیچ مشکل و اشتباهی ندارید. دوستانه در کنار تیمتان کار کنید . بگذارید بقیه این احساس را داشته باشند که شما انسان صادق و رو راستی هستید.
- کیفیت برای شما راحتی و آسودگی خیال می آورد . همیشه برای کارهایتان استانداردهایی را که از دیگران انتظار دارید در برابر شما رعایت کنند را در نظر داشته باشید آنها را بنویسید و همیشه جلوی چشم خود نگاه دارید و مدام آنها را کنترل کنید .
- از اشتباهات دیگران درس بگیرید ، به اندازه ای که تمای اشتباهات دنیا را خودتان تجربه کنید عمر نخواهید کرد.
- هدف هایتان را هوشمندانه انتخاب کنید. هدفهایی که برای خود یا دیگران در نظر می گیرید باید مشخص ، قابل اندازه گیری ، واقعی و قابل دست یافتن باشند.
- از خودتان یک مدیر نمونه بسازید . کاری کنید که دیگران شما را به عنوان یک مدیر موفق مثال بزنند . مدیری که می تواند یک تیم را بسازد و در کنار یکدیگر قرار دهد و با آن تیم به موفقیت برسد.
- مهندسی مدیریت داشته باشید . برای اینکه به هدفتان برسی ابتدا باید هدفتان را تعریف کنید. حال که هدفتان را می دانید باید برای رسیدن به آن یک نقشه طرح کنید و برنامه ریزی داشته باشید.و در آخر شما نیاز به یک مقیاس دارید که هر لحظه به شما نشان دهد نسبت به لحظه قبل چقدر پیشرفت یا پس رفت کرده اید.
- موفقیت کاریتان بستگی به کارآمدی کارکنانتان دارد. با آنها به خوبی برخورد کنید و به آنها امنیت شغلی بدهید. برای آنها ناظر یا سرپرست تعیین کنید. و شخصا این ناظران را تربیت کنید و آموزش دهید. کارمندان شما در صورت برخورد با مشکلی باید با این ناظران در ارتباط باشند.
- با دهان باز نمی توانید گوش دهید. تمام کسانی که برای شما کار می کنند قطعا چیزی برای گفتن دارند که برای شما با ارزش باشد. به آنها فرصت صحبت کردن بدهید. سکوت کنید و از محیط کارتان آموزش ببینید.
- خودتان را جای کارمندانتان بگذارید. انتظار این را نداشته باشید که کارمندانتان به درستی و تا آخر وقت کار کنند در حالی که شما هر روز محل کارتان را زود ترک می کنید.به کارمندانتان استراحت بدهید و آرامش فکری برای آنها فراهم کنید . با آنها ورزش کنید یا حتی دور هم یک فنجان چای یا قهوه بنوشید. استراحت مناسب راندمان کاری افرادتان را بالا می برد.
- رهبران تغییرات ایجاد می کنند. آماده روبرویی با این تغییرات و افرادی که در این تغییرات هستند چه در داخل شرکتتان و چه در خارج از آن باشید.اگر تغییراتی احساس نمی کنید بدانید رهبری نکرده اید.یک مدیر خوب یک رهبر خوب است.
- خودتان را محدود نکنید. یک نمونه خوب از تفاوت های یک مدیر و یک رهبر این است که رهبران خودشان را محدود نمی کنند . به اندازه کافی کسانی هستند که شما را محدود کنند ، شما خودتان را محدود نکنید.
- وقتی همه چیز رو به راه و ساده باشد هر کسی می تواند کاری را با موفقیت به پایان برساند. به خودتان برای انجام کارهای ساده افتخار نکنید و مغرور نشوید . خودتان را برای انجام کارهای سخت آماده کنید.
- تغییرات ایجاد کنید. تیمی که با آن کار می کنید باید بسیار موفق تر و موثر تر از زمانی باشد که شما با آن کار نمی کردید. اگر تغییراتی احساس نشود هیچ تضمینی برای بقای شما نخواهد بود.
در این موارد خیلی سعی داشتم تفاوت های یک رهبر و یک مدیر را بیان کنم . اما ترجیح دادم در مطلبی جداگانه یک رهبر را معرفی کنم و از خصوصیات یک رهبر بنویسم.
من همیشه در مورد آی تی نمی نوشتم اما برای آی تی نویسان عزیز می خوام بگم مدیریت یا Management یکی از اساسی ترین و مهمترین شاخه های آی تی به شمار می ره که متاسفانه دور از چشم آی تی نویسان مونده . قصد دارم مبحث مدیریت رو در بین جامعه آی تی نویسان باز کنم.
اگر مدیر موفقی هستید و این نوشته را خواندید لطفا نظر خود را بیان کنید که چرا و در کجا اشتباهاتی داشتم. و اگر نکته خاصی از قلم افتاده یادآور شوید.
قابل توجه اعضای محترم و خدوم شرکت تعاونی آزاد اندیشان ایراج
کشور تونس سالانه 3 میلیارد دلار از گردشگری بیابان در آمد خواهد داشت
بیش از یک سوم سرزمین ایران را مناطق بیابانی و کویری پوشانده است و این پدیده طبیعی شرایط ویژه ایی را برای این کشور ایجاد کرده است .
کویرهای ایران ویژگی های دارند که در هیچ جای دنیا نمی توان همسانی برای آنها یافت یکی ازبهره هایی که از این نعمت خدایی می توان یرد توسعه صنعت گردشگری دراین عرصه میباشد تجریه ایی که دیگر کشورهای بیابانی و نیمه بیابانی دنیا داشته اند و بهره ها برد ه اند تورهای سکوت در کویر ، تماشای ستارگان، دیدار از شن های روان، شتر سواری و تورهای بهاری بیابان و کویر و طبیعت زیبای این دیارازبرنامه هایی هستند که با برگزاری آنها میتوان گردشگران و مسافران فراونی را به بیابان و کویر کشاند.
یکی از منابع موجود که با کمترین سرمایه گذاری و هزینه . قابلییت بهره برداری برای شرکتهای تور گردانی کشور در بخش های داخلی و خارجی را دارد بیابانها و کویر های ایران است .
بسیاری از گردشگران ما جراجو دوست دارند سختیها را تجربه نمایند همواره کویررا به عنوان مقصد انتخاب می نمایند .بسیاری از کشورها از این نعمت خدادادی درآمدهای بسیاری بدست می آورند کشور تونس سالانه 3 میلیارد دلار از گردشگری بیابان در آمد بدست خواهد آورد.
.امروزه بیابان گردان و کویر نوردان. بسیاری از شیوه های سنتی گذشته رادوباره زنده کرده اند که می توان به شتر سواری اشاره کرد .
در دنیای امروزی فعالیتهای تفرجی فراوانی در بیابانها و کویرها تعریف شده است که گردشگران فراوانی را جذب می کند پیاده روی ، دوچرخه سواری موتور سواری، دیدار از قنات ها ، رصد ستارگان و دیدن جانوران در شب تنهابخشی ازاین فعالیتها هستند .
یکی از مهمترین عامل گسترش نیافتن گردشگری کویر در ایران نبود امکانات زیر بنایی برای استراحت و آسایش گردشگران در این خطه کویر میباشد .
گردشگری مناطق کویری کمترین هزینه و چالش فرهنگی را برای کشور ایران دارد این بخش متولی مشخصی در این عرصه ندارد و چنین به نظر میرسد که این موضوع بین چند دستگاه و سازمان رها و دست به دست می شود.
البته کار در حوزه طبیعت گردی مشکل و تخصصی میباشد و همه افراد نمی توانندوارد این عرصه شوند امکانات زیر ساختی مناسب از گذشته در این عرصه تدارک دیده نشده است .
یکی از دلایل عمده موفقیت کشورهایی چون لیبی ، الجزایر، مراکش و مصر، استرالیا،چین ، شیلی و امارات در گردشگری کویر و بیابان وجود امکانات زیر ساختی و افراد آموزش دیده در این زمینه میباشد .
انشاالله پس از بهبود و تامین نقدینگی شرکت و حاشیه فروش مناسب شاهد نگاهی به این مقوله از صنعت و راهکارهای پیش روی برای استفاه بهینه و بستر سازی مناسب از طبیعت زیبای گردشگری این دیار آشنا ایراج عزیز مان راداشته باشیم .
برای اعضای محترم و زحمت کش شرکت تعاونی آزاد اندیشان که با تلاش شبانه روزی خویش افتخار و عزت و سر بلندی را برای ایراج عزیزمان و شرکت بوجود و فراهم آورده اند و خط پایانی را بر تفکرات کهنه و غلط زده اند ..آرزوی موفقیت روزافرون همراه با سلامتی را از ایزد منان خواهانم .
سربلند باد ایراجمان و سر سبز باد طبیعت همیشه زیبای ایراجمان
کلیک کنید و نمونه های موزاییک تولید شرکت تعاونی آزاد اندیشان را مشاهده نمایید
کسانی که ماهی زیاد می خورند کمتر افسردگی می گیرند ::.
کسانی که ماهی زیاد می خورند کمتر افسردگی می گیرند ::.
در دیدگاه حضرت علی(ع)، نگرش مدیران به «مدیریت» چگونه باید باشد؟
در دیدگاه حضرت علی(ع)، نگرش مدیران به «مدیریت» چگونه باید باشد؟
برای پاسخگویی به این سؤال سعی شده است با استفاده از سخنان ایشان در نهجالبلاغه اصول کلی حاکم بر نگرش مدیران و وظایف کلی آنان در یازده اصل بررسی گردد:
1. امانت بودن مسؤولیت و مدیریت؛ 2. ارزش ابزاری حکومت و مدیریت؛ 3. نگرش اخلاقی به مدیریت؛ 4. سلسله مراتب و مشارکت در مسؤولیتها؛ 5. مسؤولیت فرصتی اخلاقی و معنوی؛ 6. عمران و آبادانی در کنار وظایف فرهنگی؛ 7. ضرورت استفاده از تجارب تاریخی در مدیریت؛ 8. حقوق و وظایف متقابل؛ 9. نگرش مثبت و کرامتمدار به انسانها؛ 10. توجه به قدرت و نظارت الهی؛ 11. توجه به مشارکت و نقدپذیری در مدیریت.
_______________________________
* مقاله حاضر حاصل یک سخنرانی است که توسط آقای محمد داوری بازنویسی شده است.
** ریاست پژوهشکده حوزه و دانشگاه
مقدمه
نهجالبلاغه مجموعهای از خطبهها، نامهها و کلمات قصار امام علی(ع) است که به همت سیدرضی جمعآوری وتنظیم شده است. در بخش نامهها، مجموعاً 79 نامه ذکر شده است که آنها را از نظر موضوعی میتوان به سهدسته تقسیم کرد: دسته اول نامههای اخلاقی و تربیتی است که مفصلترین آنها، نامه 31 (توصیههای ایشان به فرزندش امام حسن یا محمد بن حنفیه) است؛ دسته دوم مکاتبات حضرت با معاویه؛ و دسته سوم (تقریبا 39 نامه) مواردی است که امام درباره مسائل حکومت و مدیریت، به مناسبتهای مختلف، خطاب به کارگزاران کشوری و لشگری بیان فرمودهاند. در واقع میتوان ادعا کرد که نیمی از نامههای نقل شده از علی(ع) در نهجالبلاغه، به مباحث حکومت و مدیریت اختصاص دارد. بیشترین توجه ایشان در این منشورها، عهدها و نامههای ابلاغ شده به کارگزاران و مدیران، به مسأله نوع، الگو و شیوه حکومت و مدیریت بوده است.
هرچند نمیتوان ادعا کرد که تمامی مباحث مدیریت یا علوم انسانی در متون و منابع دین اسلام مطرح شده است و نیازی به عقل و تجربه بشر نیست، میتوان ادعا کرد که الگویی از مبانی ارزشی و نظری در باب مدیریت در متون و منابع دینی، از جمله نهجالبلاغه، ارائه شده است که در علوم اجتماعی و از جمله مدیریت تأثیر فراوانی دارد. بنابراین، سؤال اساسی در این مقاله این است: «در دیدگاه حضرت علی(ع)، نگرش یک مدیر به «مدیریت» خود چگونه باید باشد؟»
پاسخ این سؤال را میتوان با مطالعه و بررسی مکتوبات و نامههای حضرت، به خصوص عهدنامه مالک اشتر1 ـ مفصلترین و جامعترین منشور حکومتی و اداری علی(ع) ـ به دست آورد. ایشان در این نامهها بیش از 200 دستورالعمل در زمینههایی مانند چگونگی ارتباط کارگزاران با مردم، ـ دوست و دشمن و نظیر آن ـ ذکر کردهاند که تجزیه و تحلیل این دستورالعملها ما را به اصول لازم در نگرش مدیر به مدیریت راهنمایی میکند.
تذکر این نکته ضروری است که همه فعالیتهای انسان در مقام کنشهای اجتماعی مسبوق به نگرش است؛ بدینمعنا که تمام این فعالیتها در صحنه عمل، بر اساس نوع نگرش قبلی شخص تنظیم میشود و هنگام اشتغال مدیر به خدمت و فعالیت اداری، عملکرد، نوع ارتباط با دیگران و همه رفتارهای مدیریتی وی مسبوق به نگاه او به مسؤولیت و مدیریت خواهد بود. درواقع، نگرش مدیر بر اساس پاسخ به پرسشهایی
مانند اینکه: «این کار ارزشمند است یا خیر»، «این عمل چه مقدار ارزش دارد»، «این رفتار چه سهمی در زندگی وی دارد» و «مردم دارای چه منزلت و مرتبتی هستند»، شکل میگیرد و نوع این پاسخها نقشی تام در شکلگیری نوع و روش مدیریتی وی دارند. بدینترتیب مواضع ما در پشت صحنه مدیریت، تعیینکننده نحوه عمل و فعالیت ما در صحنه مدیریت است. در روانشناسی گفته میشود که فعالیت و کنش انسان، مبتنی بر نوع نگرش و انگیزش اوست و چون انگیزش بر نگرش تکیه دارد، نقش نگرش بنیادیتر است و در واقع، نگرش، مولد انگیزش و گرایش است، هرچند نمیتوان از منشأ غریزی برخی انگیزهها غافل بود که نگرش فرد نمیتواند تأثیر مستقیم در آن انگیزهها داشته باشد. ازاینرو در مقام عمل نگرش جایگاهی مهم دارد و این قانون و قاعدهای روشن است که عقل و تجربه درونی نیز آن را تأیید میکند.
با مراجعه به کلام علی(ع) در بحث از مدیریت، میتوان دو نوع سؤال مطرح کرد: اول، رفتار یک مدیر در مقام اجرای وظایف مدیریتی چگونه باید باشد؟ پاسخ این سؤال را میتوان ازدستورالعملهایی که حضرت در نامههای مختلف بیان کردهاند، به دست آورد. اما سؤال عمیقتر این است: از دیدگاه امام(ع)، نگرش مدیران به حکومت و مدیریت باید چه نوع نگرشی باشد؟ و توصیههای حضرت در این زمینه چیست؟ به عبارت دیگر، از دیدگاه علی(ع) چگونه باید در پشت صحنه مدیریت، به نگرشها و انگیزشها سامان بخشید تا آن دستورالعملها و توصیهها در جای خود تحقق یابد؟ در این صورت، فهم دیدگاه حضرت در باب مواردی از قبیل کار، مسؤولیت و مدیریت و... ــ که پشت صحنه عمل مدیریتی افراد را مشخص میکند ــ ضرورت دارد.
به عبارت دیگر در مدیریت توصیهها و توصیفها داریم، و علیالاصول توصیهها و تجویزهای اداری و اخلاقی مبتنی بر توصیفها است، و مبنای بایدهای مدیریتی هستیها و واقعیتها است؛ یک بار میتوان از آن توصیهها سؤال کرد و بار دیگر از توصیفها و نگرش و باور به آنها.
محور اصلی بحث در این مقاله، یافتن پاسخ سؤال اول (حوزه کنشها و رفتارهای مدیران) نیست، بلکه پاسخگویی به سؤال دوم (نگرشها) است. در سطور آتی بر اساس کلمات نقل شده از حضرت علی(ع) در نهجالبلاغه، اصول کلّی حاکم بر نگرش مدیران و وظایف کلی آنان را در یازده اصل بررسی خواهیم کرد.
1. امانت بودن مسؤولیت و مدیریت
«نگرشِ امانتی» در پذیرش حکومت و مدیریت، اصلی بنیادی و قاعدهای فراگیر در بینش اسلامی و قرآنی است؛ زیرا در منطق دینی همه نعمتها ودایع و امانتهای الهیاند. البته این نعمتها از نظر درجات و مراتب، در یک رتبه قرار ندارند؛ برخی از نعمتها به دلیل شمول و فراگیری و کارآیی و اثرگذاری بیشتر، و نیز به لحاظ ارتباط وظایف و تکالیف برتر با آنها، امانتی خاص تلقی میشوند. بنابراین در فرهنگ دینی، امانت دو کاربرد دارد: نخست در معنای عام که شامل همه نعمتها و عنایتهای الهی است؛ دوم در مورد نعمتها و الطاف ویژه الهی. برای مثال مقصود از آیه شریفه امانت (اِنّا عَرَضنا الامانَةَ عَلی السّمواتِ وَ الاَرْضِ فَاَبَیْنَ اَنْ یَحْمِلْنَها وَ حَمَلَهَا الاِنْسانُ اِنّهُ کانَ ظَلُوما جَهُولاً)2 معنای دوم، یعنی امانتهای ویژه است. البته در تعیین مصداق این امانت اختلاف وجود دارد؛ برخی آن را توحید و معرفةالله، و گروهی امامت و ولایت دانستهاند.
«امانت»، در لغت از ریشه «اَمْن» به معنای آرامش و آسایش خاطر است؛ و در اصطلاح، ودیعتی است که کسی آن را به دیگری میسپارد و به او در نگهداری از آن، اعتماد میکند. ازاینرو امانت دارای چند رکن است: امانت سپار، امانتپذیر، مورد امانت، و شرایط و وظایف امانتداری.
براساس این اصل، زمامداری و مدیریت، به عنوان مظاهر و مراتب ولایت و امامت، از امانتهای خاص است. مدیران و حاکمان قبل از هر چیز باید به این اصل باور داشته باشند و نگرش خود را بر این بنیاد استوار سازند.
نکته شایان یادآوری این است که نگرشِ امانتی در باب زمامداری و مدیریت، هم به دلیل اثرگذاری گسترده آن و هم از جهت مسائل روانشناختی مربوط به آن، از اهمیت خاصی برخوردار است؛ زیرا حبّ ریاست از غرایز سرکش و از دامهای شیطانی و وسوسههای رهزن است و از سوی دیگر، قدرت میتواند زمینهساز تولید آسیبها و آفتهای فراوان فردی و اجتماعی شود. حضرت علی (ع)در این خصوص خطاب به مالک اشتر میفرماید:
مگو من مأمورم و مسؤولیت دارم، امر میکنم و باید اطاعت شود؛ زیرا این کار موجب دخول فساد در قلب و خرابی دین و نزدیک شدن تغییر و تحوّل در قدرت است.3
بدینترتیب در این نگرش الهی تأکید بر نفی اصالت ریاست و طرد برداشت مادی از آن است.
نکته مهم دیگر این است که امانت در نگرش امام علی با امانت در نگرشهای مادی متفاوت است؛ در نگرش مادی ممکن است مدیریت صرفا امانتی اجتماعی تلقّی بشود، اما این امانت در بینش الهی سه ضلعی است: امانت خدا، امانت مردم و امانت حاکمان در سلسله مراتب اداری، که در نهجالبلاغه و سخنان حضرت علی(ع) به هر سه امانت اشاره شده است. البته این امانتها طولی و ترتبی است و ریشه آن، امانت الهی و به دنبال آن، امانت اجتماعی و مردمی و سپس امانت از سوی فرادستان در سلسله مراتب مسؤولیت است.
بدینترتیب نخستین اصل در نگرش مدیران به مسؤولیت در دیدگاه حضرت علی(ع) این است که مدیر باید مسؤولیت و منصب پذیرفته شده را امانتی تلقی کند که بر اساس سلسله مراتب، از خدا به ولی و از ولی به او واگذار شده است؛ و تمام کوشش او در جهت ادای این امانت باشد.
حضرت خطاب به یکی دیگر از کارگزاران خود، مسؤولیت حکومت را امانت معرفی میکند و او را در این امانت سهیم میداند:
اما بعد، من تو را شریک در امانتم (حکومت و زمامداری) قرار دادم.4
و هنگامی که احساس کرد وی در حوزه مدیریت خود خیانت کرده است به او فرمود:
عهد و پیمانت را نسبت به پسر عمت دگرگون ساختی... با خائنان نسبت به او خیانت ورزیدی؛ نه پسر عمت را یاری کردی و نه حق امانت را ادا نمودی.5
سپس او را به علت اینکه فعالیتش در جهت به دست آوردن دنیا و خیانت به امانت مردم بوده است سرزنش میکند و میفرماید:
گویا تو جهاد خود را به خاطر خدا انجام ندادهای... گویا تو با این امت برای تجاوز و غصب دنیایشان حیله و نیرنگ به کار میبردی و مقصدت این بود که اینها را بفریبی و غنایمشان را در اختیارگیری؛ پس آنگاه که امکان تشدید خیانت به امت را پیدا کردی تسریع نمودی.6
حضرت علی(ع) در این خصوص در نامهای خطاب به اشعث بن قیس (استاندار منطقه بزرگ آذربایجان) میفرماید:
کاری که به عهده توست نانخورش (طعمه) نیست؛ بلکه امانتی است بر
گردنت. آن که تو را بدان کارگمارده، نگهبانی از امانت را به عهدهات گذارده، تو را نرسد که آنچه خواهی به رعیت فرمایی، و بی دستور به کاری دشوار درآیی.7
حضرت در این کلام به صورتی زیبا دو مقوله «طعمه» و «امانت» را در باب مسؤولیت و مدیریت مقابل هم قرار داده است. واژه «طعمه» دارای معنایی عام است که میتواند شامل همه اموری شود که انسان برای ارضای نیازهای شخصی مادی و دنیوی به کار میگیرد. بدین ترتیب حضرت خطاب به استاندار خود تذکر میدهد که نباید چنین تصوّری از مسؤولیت داشته باشد، بلکه تلقّی او باید «امانت شمردن مسؤولیت اجتماعی» باشد؛ امانتی که از طرف خدا و مردم بر دوش او گذاشته شده است.
حضرت در نامهای خطاب به یکی دیگر از کارگزاران کشوری خود متذکر میشود که اگر هدف حاکم از مسؤولیت امانتداری نباشد ـ بلکه هدفش برآوردن حوایج شخصی باشد ـ این انگیزه حاکم را از اجرای عدالت باز میدارد:
فَاِنّ الْوَالِی اِذَا اخْتَلَفَ هَوَاهُ مَنَعَهُ ذَلِکَ کَثِیراً مِنَ الْعَدْلِ.8
برخی «اختلف هواه»را بدین گونه معنا میکنند: «جَری تَبَعَاً لِمآرِبِه الشَّخْصِیَة»؛ یعنی اینکه فرد دنبال خواستههای شخصی خود باشد. بدینترتیب معنای کلام این است که وقتی حاکم و مدیر به دنبال خواستههای شخصی و تبعیضهای بیجا در نگرش به افراد و گروهها باشد و نگاه او به حکومت و مدیریت، برآوردن حوایج شخصی باشد، این نگرشِ منفی او را از بسیاری از موازین عدل دور میدارد؛ زیرا توجه خاص به خواستههای شخصی سبب ترجیح خود بر دیگران میشود و این حالت، انسان را از برخورد مساوی در استیفای حقوق مردم باز میدارد.بدین سبب حضرت در ادامه مینویسد:
پس باید کار مردم در آنچه حق است نزد تو یکسان باشد.9
بدینترتیب مدیر باید خود را از این نگرش منفی که مدیریت و کار را طعمه بداند و آن را صرفاً وسیلهای برای ارضای نیازهای شخصی قرار دهد، بپرهیزد و با مردم به عدالت و مساوات رفتار کند.
به علت امانت بودن مدیریت، حضرت کارگزارانی را که وظایف خود را به خوبی انجام نمیدادند، به عنوان خیانت کنندگان در امانت، نکوهش کرده است. برای مثال ایشان درباره یکی از کارگزاران خود مینویسند:
درباره تو خبری به من رسیده است که اگر چنان کرده باشی پروردگار خود
را به خشم آورده باشی، امام خویش را نافرمانی کرده، و امانت خود را از دست دادهای.10
و در مقابل، کارگزارانی را که وظایف مدیریتی را به خوبی ادا کردهاند، به عنوان امانتدار،تشویق نموده است. امام(ع) در این خصوص خطاب به عمر بن ابی سلمه مخزومی (زمامدار بحرین) - هنگامی که او را برای همراهی خود، در جنگ با دشمن فراخواند و فرد دیگری را به فرمانداری آنجا منصوب کرد- میفرماید:
اما بعد، من نعمان بن عجلان زرقی را فرماندار بحرین قرار دادم، و اختیار تو را از فرمانداری آنجا برگرفتم، بدون اینکه این کار برای تو مذمّت و ملامت دربرداشته باشد؛ چرا که تو زمامداری را به نیکی انجام دادی و حق امانت را ادا نمودی... .11
نکتهای که توجه به آن شایسته است آنکه با تحلیل مفهوم امانت، به دو رکن و عنصر دیگر میتوان دست یافت: نخست، وظایف امین وشرایط امانتداری؛ دوم، مسؤولیت و بازخواست الهی است، و این دو عنصر در نگرش مدیران باید هر دو با هم، مورد عنایت قرار گیرد. از سوی دیگر امانت با خلافت انسان ربطی وثیق دارد و البته تحلیل و تبیین آن به مجالی دیگر نیاز دارد.
2. ارزش ابزاری حکومت و مدیریت
از مجموع بسیاری از تعالیم اسلام و آموزههای امام علی(ع) به وضوح برمیآید که پذیرش هر گونه مسؤولیت و مدیریت، ارزش ذاتی ندارد و نگرش مدیران به آن مسؤولیتها باید به گونهای باشد که این مناصب برای آنان ابزاری برای اجرای عدالت و احکام الهی باشد؛ بدینمعنا که حکومت و مدیریت ابزاری برای دستیابی به آرمانهای الهی و تحقق موازین عدل و قوانین الهی است. در این راستا ایشان حکومت خود را وسیلهای میدانند برای اجرای احکام الهی، نه ابزاری در جهت سلطنت:
... خدایا! تو میدانی آنچه از ما رفت، نه به خاطر رغبت در قدرت بود، و نه از دنیای ناچیز، خواستن زیادت. بلکه میخواستیم نشانههای دین را به جایی که بود نشانیم، و اصلاح را در شهرهایت ظاهر گردانیم تا بندگان ستمدیدهات را ایمنی فراهم آید و حدود ضایع ماندهات اجرا گردد.12
حضرت در جای دیگر خطاب به ابن عباس میفرماید:
به خدا این کفش پاره را از حکومت بر شما بیشتر دوست میدارم مگر
آنکه حقّی را برپا سازم یا باطلی را براندازم.13
بر این اساس، حضرت در خطبه شقشقیه پذیرش مسؤولیت از طرف علما را «عهدی الهی» و وسیله احقاق حق و دفع ظلم از مظلومان تلقّی میکند:
و اگر نبود عهد و مسؤولیتی که خداوند از دانشمندان هر جامعه گرفته که در برابر شکمخوارگی ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان سکوت نکنند، من مهار شتر خلافت را رها میساختم و از آن صرف نظر میکردم... .14
و در جای دیگر خطاب به مالک اشتر میگوید:
باید محبوبترین کارها نزد تو اموری باشد که به حق و عدالت موافقتر است.15
و نیز میفرماید:
آنچه بیشترْ دیده والیان بدان روشن است، برقراری عدالت در شهرها و میان رعیت دوستی پدید شدن است.16
حضرت حکومت را ابزاری برای احقاق حق میدانند و خطاب به یکی از کارگزاران، که از ریاست برای به دست آوردن منافع شخصی استفاده کرده بود، میفرماید:
... به خدا! اگر حسن و حسین چنان میکردند که تو کردی، از من روی خوش نمیدیدند و به آرزویی نمیرسیدند تا حق را از آنان بستانم و باطلی را که به ستمشان پدید شده بود گردانم. و سوگند میخورم به پروردگار جهانیان که آنچه تو بردی از مال مسلمانان، اگر مرا روا بود، شادم نمینمود که به دستش آرم و برای پس از خود میراث بگذارم.17
و در جای دیگر در این خصوص میفرماید:
مرا فرمان میدهید تا پیروزی را بجویم به ستم کردن درباره آن که والی اویم؟! به خدا که نپذیرم تا جهان سرآید، و ستارهای در آسمان پیِ ستارهای برآید.18
و نیز میفرماید:
همانا بر امام نیست جز آنچه از امر پروردگار به عهده او واگذار شده؛ کوتاهی نکردن در موعظت، و کوشیدن در نصیحت و زنده کردن سنت؛ و جاری ساختن حدود بر مستحقان و رساندن سهمهای بیتالمال به در خورِ آن.19
3. نگرش اخلاقی به مدیریت
نگرش به مدیریت در نظام مدیریتی اسلام، ترکیبی است از علم و اخلاق و نمیتوان این دو مقوله را از هم جدا کرد. البته در بُعد علمی (روشی و فنی) قابلیت تحول و انعطاف بالایی وجود دارد؛ بدینمعنا که، به اصطلاح فقهی، در قسمت روشها حوزه «منطقه الفراغ» گستردهتر است؛بدین سبب باید در گذر زمان از تجارب جدیدِ بشر استفاده کرد. امّا در بُعد «اخلاق مدیریتی» ثبات بیشتری وجود دارد؛ به این معنا که برای نظام ارزشی و اخلاق حکومتی و اداری بر اساس رسالت دین، توصیهها و معارف مبسوط و دامنهداری وجود دارد که غالبا از ثبات و ماندگاری برخوردارند.
حضرت علی(ع) گاهی در باب جنگ، جمعآوری مالیات، و دیگر فعالیتهای مدیریتی، توصیههای روشی، مهارتی و فنی ارائه میکنند، که مدیر مسلمان ملزم به رعایت آنهاست؛ و گاهی نیز توصیههایی اخلاقی و ارزشی در باب مدیریت و حکومت ابراز داشتهاند. این دو نوع مباحث، ما را به این مطلب رهنمون میسازد که یکی از اصول حاکم بر نگرش مدیر در مدیریت آن است که وی، همانقدر که به علم و فن در مدیریت اهمیت میدهد، به توصیههای اخلاقی و رعایت آن نیز توجه داشته باشد. علی(ع) در این خصوص کارگزاران خود را ملزم به رعایت اصول اخلاقی نمودهاند. برای مثال حضرت خطاب به شریح بن هانی (یکی از فرماندهان لشکر خود) میفرماید:
در هر صبح و شام از خدا بترس، و از فریب دنیا به خود بیم دار، و هیچگاه دنیا را امین مشمار! و بدان که اگر خود را باز نداری از بسیارِ آنچه دوست میداری به خاطر آنچه ناخوش و زشت میشماری، هوسها تو را بدین سو و آن سو کشاند و زیانهای بسیار به تو رساند. پس نفست را باز دار و در پی هوس رفتنش مگذار و چون خشمت سرکشد، خردش ساز و بکوبش و برانداز.20
و در جای دیگر خطاب به مأموران اخذ مالیات میفرماید:
او را میفرمایم که از خدا بترسد در پنهانش آنجا که جز خدا نگرندهای نیست و جز او راه برنده؛ و او را میفرمایم تا آشکارا طاعت خدا را نگزارد و در نهان خلاف آن را آرد. وهر کس کردار و گفتار او دو گونه نبود، امانت را گزارده و عبادت را خالص به جای آورده.21
حضرت خطاب به محمد بن ابیبکر ـ هنگامی که او را به سرپرستی لشکر مصر انتخاب کرد ـ در خصوص توجه به مسائل اخلاقی، میفرماید:
بدان که من تو را سرپرست بزرگترینْ لشکرم، یعنی لشکر مصر، نمودم. پس بر تو لازم است که با خواستههای دلت مخالفت کنی و از دینت دفاع نمایی؛ گرچه یک ساعت از زندگانیت بیش نمانده باشد. و هرگز خداوند را به خاطر رضایت احدی از مخلوقش به خشم نیاوری؛ چرا که خداوند جای همه کس را میگیرد و کس نمیتواند جای خداوند را بگیرد.22
حضرت کارگزارانی را که به اصول اخلاقی پایبند نبودند، نکوهش و توبیخ نموده است و آنان را برای تصدی امور مدیریتی لایق نمیداند. ایشان خطاب به منذر پسر جارود عبدی میفرمایند:
پارسایی پدرت مرا درباره تو فریفت و گمان کردم پیرو پدرت هستی و به راه او میروی، لیکن آنچه درباره تو به من خبر دادهاند این است که از فرمانبرداری هوایت دست برنمیداری، ذخیرتی برای آخرتت نمیگذاری، دنیای خود را آبادان میکنی با ویران کردن آخرتت، و با خویشاوندانت میپیوندی به قیمت بریدن از دینت. اگر آنچه از تو به من رسیده درست باشد، شتر خویش و تبار، و بندِ پایافزارِ تو از تو بهتر است و آن که چون تو باشد، درخور آن نیست که پاسداری مرزی را تواند یا کاری را به انجام رساند یا رتبت او را برافرازند، یا در امانتی شریکش سازند.23
و در خطاب به یکی دیگر از کارگزاران میفرماید:
...حق پروردگارت را سبک مشمار و دنیایت را با نابودی دینت اصلاح مکن که از زیانکارترین افراد خواهی بود.24
حضرت به علت اهمیت ویژگیهای اخلاقی در نگرش مدیریت، واگذاری مناصب مدیریتی را ـ به خصوص در سطح کلان ـ به افرادی که صلاحیت اخلاقی ندارند، جایز نمیدانند:
... شما میدانید که سزاوار نیست کسی که بر نوامیس، خونها، غنائم، احکام و امامت مسلمانان ولایت دارد بخیل باشد تا در جمعآوری اموال آنان برای خویش حرص ورزد و نباید جاهل و نادان باشد که با جهلش آنها را گمراه کند و نه جفاکار تا پیوندهای آنها را از هم بگسلد و به نیازهای آنها پاسخ نگوید؛ و نه ستمکار که در اموال و ثروت آنان حیف و میل نماید، و گروهی را بر گروه دیگری مقدم دارد و نه رشوهگیر در
قضاوت تا حقوق را از بین ببرد و در رساندن حقّ به صاحبانش کوتاهی ورزد... .25
4. سلسله مراتب و مشارکت در مسؤولیتها
یکی از اصول حاکم بر مدیریت اسلامی این است که مسؤولِ مافوق در عملکرد مدیران و کارمندانِ سطوح پایینتر مشارکت دارد و باید جوابگوی تخلفات آنان باشد. نشانه تأکید بر این اصل، آن است که امیرمؤمنان(ع) بر مدیران و کارگزاران خود نظارت بسیار دقیقی داشته است و در موارد مختلف از نهجالبلاغه، در باب گزارش از عملکرد مدیران خود میفرماید: «مأموران من درباره عملکرد تو گزارش آوردهاند»، یا «گزارشهای مردمی دریافت شده است». حضرت بر اساس این گزارشها، گاهی از تخلفِ مدیر مطمئن شده و نامهای عتابآمیز به او نوشتهاند و در موارد دیگر که احتمال خطا بوده است، به مدیران هشدار دادهاند. برای مثال حضرت در این خصوص به عبدالله بن عباس (عامل بصره)، که شخصیت برجستهای بود، مینویسد:
به من خبر دادهاند با تمیمیان درشتی کردهای و به آنان خشن سخن گفتهای!... پس، ابوالعباس! خدایت رحمت کند، در آنچه بر زبان و دست تو جاری گردد، خوب باشد یا بد، کار به مدارا کن که من و تو در آن شریک خواهیم بود.26
بنابراین در عین حال که مسؤولیت به صورت سلسله مراتبی توزیع شده است، ولی مسؤولان فرادست نیز در قبال عملکرد فرودستان سهیماند و در صورت کوتاهی مورد بازخواست قرار میگیرند.
حضرت در خصوص سلسله مراتبی بودن مدیریت، خطاب به مالک اشتر میفرماید:
... از عفو و گذشت خود آن مقدار به آنان عطا کن که دوست داری خداوند از عفوش به تو عنایت کند، زیرا تو مافوق آنها و پیشوایت ما فوق تو، و خداوند مافوق کسی است که تو را زمامدار قرار داده است.27
و در جای دیگر حضرت مالک را مسؤول تخلفات زیردستان میدانند و میفرمایند:
به خوبی باید بدانی هر عیبی در منشیان تو یافت شود که تو از آن بیخبر باشی شخصا مسؤول آن خواهی بود.28
حضرت علی(ع) خود را در مقابل تخلفات زیردستان خود مسؤول میداند و از مردم
میخواهد که اگر از آنها شکایت دارند به او مراجعه کنند تا آنها را به سزای اعمال بدشان برساند:
... من خود پشت سرِ سپاه در حرکتم. شکایات خود را پیش من آورید و در مواردی که آنها بر شما چیره شدهاند و شما قدرت دفع آن را جز با کمک خداوند و من ندارید، به من مراجعه کنید؛ که من به کمک خداوند آن را تغییر میدهم و دگرگون میسازم.29
5. مسؤولیت؛ فرصتی اخلاقی و معنوی
یکی از نقاط برجسته نظام اخلاقی و سیاسی اسلام، پیوند تکالیف اجتماعی و اخلاقی و دینی است؛ بدینمعنا که با عمل به رسالت اجتماعی، میتوان روح را پرورش داد و خود را به عالیترین درجات معنوی و عرفانی رساند. بدینجهت در دیدگاه حضرت علی(ع)، تلقی مدیر از مسؤولیتِ خود، باید انجام دادن نوعی تکلیف شرعی باشد که از طریق آن، بتواند به رشد معنوی برسد و در قبال آن، ثواب الهی نیز دریافت دارد. بر این اساس، مسؤولیت باید نعمتی الهی و فرصتی برای دستیابی به مدارج معنوی و اخلاقی به شمار آید. حضرت در نامههای نهجالبلاغه ـ به خصوص در مواردی که در آن، دستورهایی به مأمورانِ مالیاتگیر دادهاند ـ به زیبایی، فنون و ارزشهای اخلاقی مدیریت را بیان کردهاند. ایشان در نامه 51 میفرمایند:
کسی که در اندیشه آینده خود و قیامت نباشد امروز برای آن توشه بر نمیگیرد.30
یعنی هر فرد باید فعالیتهای خود را به گونهای تنظیم کند که توشهای برای آخرت او باشد و فعالیتهای مدیریتی نیز یکی از مصادیقِ آن است. حضرت سپس با تأکید به این نگرش مدیر، خظاب به مأمورانِ خود میفرماید:
بدانید آنچه به عهده شماست، اندکْ مقدار است و ثوابِ آن بسیار.31
بدینمعنا که تکلیف شما در کار و مدیریت، با همه سختی آن، در برابر ثواب و توشه عرفانی و معنوی که از آن برمیگیرید اندک است. به بیان دیگر، این فرصت و نعمتی است برای شما، که شکرش واجب است و میتوانید از آن، نه تنها برای رشد و ارتقای جامعه، بلکه برای ارتقای روحی و اخلاقی خودتان نیز بهره برگیرید.
بنابراین اصل، خدمت نه فقط فرصتی است برای فعالیت اجتماعی و عمران و آبادانی، بلکه زمینهای است برای تعالی روحی و کمال اخلاقی و معنوی خود
شخص.حضرت خطاب به مالک اشتر، ضمن دستور به این که بهترین اوقات خود را برای عبادت با خدا قرار دهد، متذکّر میشود که در صورت انجام دادن شایسته وظایف حکومتی، تمام اعمال او عبادت خواهد بود:
... و برای آنچه میان تو و خداست نیکوترین اوقات و بهترین ساعات را بگذار، هرچند همه کارها در همه اوقات برای خداست؛ اگر نیت درست باشد و رعیت را از آن آسایش بود.32
حضرت در جای دیگر خطاب به اسود بن قطبه (رئیس سپاه حلوان از نواحی فارس) میفرماید:
و از جمله حقها بر تو این است که نفس خود را بپایی، و به اندازه توانت در کار رعیت کوشش نمایی، که آنچه از اینکار به دست میآری بهتر است از آنچه بذل میداری.33
6. عمران و آبادانی در کنار وظایف فرهنگی
نگرش جامع به مدیریت، یکی از نگرشهای اساسی است؛ به این معنا که مدیر ـ به خصوص در مدیریت کلان ـ نباید خود را به توسعه و آبادانی دنیای مردم محدود نماید، بلکه علاوه بر آن، وظیفه دارد که به امور معنوی و فرهنگی مردم نیز توجه داشته باشد.حضرت در این خصوص میفرماید:
مردم! مرا بر شما حقی و شما را بر من حقی است: بر من است که خیرخواهی خود را از شما دریغ ندارم، حقی را که از بیتالمال دارید بگزارم، شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید، و آداب آموزم تا بدانید.34
علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر، در بیان وظایف زمامدار، هردو بُعد معنوی و دنیوی را مطرح کردهاند:
این عهدی است که به مالک سپردم، هنگامی که او را بر مصر گماشتم، و او را بر چهار مسؤولیت موظف کردم: تا مالیاتهای آن سرزمین را جمعآوری کند؛ با دشمنان آن کشور بجنگد؛ به اصلاح اهل آن همت گمارد؛ و به عمران و آبادی آن مناطق بپردازد.35
بدینترتیب حضرت همه این وظایف را بر عهده مدیر و حاکم میگذارد. البته هنگامی که مدیریتها تقسیم شوند، اوضاع اندکی متفاوت میشود، ولی روح داستان این است که مدیریت در نظام اسلامی و با نگاه علی(ع) مدیریتی است که فرد نمیتواند
بگوید من فقط به عمران و آبادانی میپردازم و به بُعد فرهنگی و معنوی و اخلاقی کاری ندارم یا به عکس.
ممکن است بر اثر تقسیم مسؤولیتها، این وظایف تقسیم شود، امّا در هر حال نگرشِ مدیرِ اسلامی، نگرشی ترکیبی از «آبادی معنوی و دنیوی» است.
امام علی(ع) خطاب به مالک اشتر در باب آبادانی دنیوی میفرمایند:
... کوشش تو در آبادی زمین بیش از کوشش در جمعآوری مالیات باشد؛ زیرا مالیات جز با آبادانی به دست نمیآید، و آن کس که بخواهد مالیات را بدون آبادانی مطالبه کند، شهرها را خراب، و بندگان خدا را نابود میسازد، و حکومتش بیش از مدّت کمی دوام نخواهد داشت.36
حضرت در کنار این، به او دستور میدهد که به مسائل عبادی مردم نیز توجه خاص داشته باشد:
از جمله کارهایی که مخصوصا باید با اخلاص انجام دهی، اقامه فرایض است که ویژه ذات پاک اوست. بنابراین بدنت را شب و روز در اختیار فرمان خدا بگذار، و آنچه موجب تقرب تو به خداوند میشود بهطور کامل و بدون نقص به انجام رسان، اگرچه خستگی جسمی و ناراحتی پیدا کنی. هنگامی که به نماز جماعت برای مردم میایستی باید نمازت نه نفرتآور باشد و نه تضییعکننده؛ چرا که در بین مردمی که با تو به نماز ایستادهاند، هم بیمار وجود دارد و هم افرادی که کارهای فوری دارند.37
بدینترتیب در دیدگاه امام علی(ع) هیچکس نمیتواند چیزی از دین را به بهانه اصلاح دنیا رها سازد:
مردم چیزی از امور دینشان را برای اصلاح دنیایشان ترک نمیکنند مگر اینکه خداوند زیانبارتر از آن را بر روی آنها خواهد گشود.38
حضرت سیره خود را در جامعه دینی، هدایت معنوی انسانها میدانند و متذکر میشوند که آنچه در آن بیم داشتهاند، غلبه گمراهان و انحراف مردم است:
... بر راه حقّ ایستادم و آن را از راههای گمراهی جدا کردم و به شما نشان دادم، درحالیکه میپوییدید، و راهنمایی نمیدیدید، چاه میکندید و به آبی نمیرسیدید و این اشارت است که گویاتر از صد مقالت است.... بیم موسی نه بر جان بود که بر مردم نادان بود، مبادا گمراهان به حیلت چیره شوند و بر آنان امیر.39
7. ضرورت استفاده از تجارب تاریخی در مدیریت
یکی دیگر از اصولی که در کلام علی(ع) بدان اشاره شده، نگاه به تاریخ و تجربه تاریخی حاکمان و مدیران پیشین است. حضرت خطاب به مالک میفرماید:
بدان که من تو را به شهرهایی میفرستم که دستخوش دگرگونیها گردیده؛ گاه داد و گاهی ستمدیده. و مردم در کارهای تو چنان مینگرند که تو در کارهای والیان پیش از خود مینگری، و درباره تو آن میگویند که درباره آنان میگویی.40
بنابراین باید حکومت و مدیریت را به عنوان فرایندی تاریخی و تجربه شده نگریست و آن را واقعیتی دارای قوانین و قواعد مشترک و قابل ارزیابی و مورد توجه و نظارت دیگران دانست و با این نگرش به عبرتآموزی و بهرهگیری از تجارب پیشینیان اهتمام ورزید. امام(ع) در پایان عهدنامه، به مالک میفرمایند:
بر تو واجب است که همواره به یاد حکومتهای عادلانه پیش از خود باشی. همچنین توجه خود را بر روشهای خوب یا اثری که از پیامبر رسیده، و یا فریضهای که در کتاب خداوند آمده است، معطوف دار و به خطوطی که در روش من مشاهده کردهای، اقتدا کن... ..41
8. حقوق و وظایف متقابل
نگرش انسان به مدیریت و مسؤولیت، بر حقوق و وظایف متقابل مبتنی است. از افتخارات روش حکومتی و مدیریتی امام، ذکر شده در نهجالبلاغه ـ که الگویی بسیار زنده و پاسخگوی نیازهای انسان در گذر زمان است ـ نگاه حق و وظیفه متقابل است. امیرمؤمنان(ع) در موارد مختلف به این حقوق و وظایف متقابل اشاره کرده است:
کسی را حقی نیست جز آنکه بر او نیز حقی است؛ و بر او حقی نیست جز آنکه او را حقی بر دیگری است.42
بدینمعنا، حق چنان است که به نفع کسی نخواهد بود مگر آنکه به گونهای به زیان وی نیز خواهد بود و حق به زیان وی جاری نخواهد شد جز آنکه در مواردی دیگر به سود او تمام میشود. حضرت سپس بر این نکته تأکید میورزد که حتی خداوند هم، که صاحب حق مطلق است، با عنایت و لطف خود برای دیگران نسبت به خود، حق متقابل مقرر داشته است:
و اگر کسی را حقی بُوَد که حقی بر او نَبُوَد، خدای سبحان است نه دیگری از آفریدگان؛ چه، او را توانایی بر بندگان است و عدالت او نمایان است در هر چیز که گونه گون قضای او بر آن روان است.لیکن خدا حق خود را بر بندگان، اطاعت خویش قرار داده و پاداش آنان را در اطاعت، دو چندان یا بیشتر نهاده، از درِ بخشندگی که او راست و افزون دهی که وی را سزاست.43
ایشان در مورد حق متقابل شهروندان و مسؤولان میفرمایند:
همانا خداوند بر شما برای من حقی قرار داده، چون حکمرانی شما را به عهدهام نهاد؛ و شما را نیز حق است بر من، همانند حقّ من که بر گردن شماست.44
امام(ع) در ادامه این خطبه ـ که در جنگ صفین ایراد کرده است ـ بر اهمیت و منزلت برتر حق متقابل مسؤولان و مردم تأکید میکند و کاربست آن را مایه عزت و اعتلای جامعه میداند:
بزرگترین حقها که خدا واجب کرده است، حقّ والی بر رعیت است و حق رعیت بر والی، که خدای سبحان آن را واجب نمود، و حق هر یک را بر عهده دیگری واگذار فرمود، و آن را موجب برقراری پیوند آنان و ارجمندی دین ایشان کرد. پس حال رعیت نیکو نگردد جز آنکه والیان نیکو رفتار باشند؛ و والیان نیکو رفتار نگردند، جز آنگاه که رعیت درستکار باشند. پس چون رعیت حقِ والی را بگزارد، و والی حق رعیت را به جای آرد، حق میان آنان بزرگمقدار شود. و راههای دین پدیدار و نشانههای عدالت برجا و سنت چنانکه باید، اجرا. پس کار زمانه آراسته گردد و طمع در پایداری دولت پیوسته و چشم آز دشمنان بسته و اگر رعیت بر والی چیره شود یا والی بر رعیت ستم کند، اختلاف کلمه پدیدار گردد، و نشانههای جور آشکار، و تبهکاری در دین بسیار. راه گشاده سنّت را رها کنند، کار از روی هوا کنند،و احکام فرو گذار شود و بیماری جانها بسیار، و بیمی نکنند که حقی بزرگ فرو نهاده شود یا باطلی سترگ انجام داده. آنگاه نیکان خوار شوند و بدکاران بزرگ مقدار.45
یکی دیگر از حقوق جامعه بر مدیران، از دیدگاه حضرت این است که منصب، آنان ر
به مردمان نزدیکتر و عطوفت و خدمتگزاری آنان را به مردم افزون کند:
بر والی است که اگر به زیادتی از مال رسید یا نعمتی مخصوصِ وی گردید، موجب دگرگونی او نشود و آنچه خدا از نعمت خویش نصیبش کرده، بر نزدیکی وی به بندگان خدا و مهربانی او به برادرانش بیفزاید.46
امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر متذکر میشوند که هر یک از طبقات و گروههای اجتماعی بر حاکم حقی دارند.47
در دیدگاه امام مردم موظفاند این حقوق را از مسؤولان و مدیرانشان مطالبه کنند و در مقابل، حقوق حکّام و مدیران را ادا نمایند:
سپس این دستورها را از امیران خود بگیرید و فرمان آنان را ـ چندانکه خدا کارتان را بدان سازوار میدارد ـ بپذیرید.48
این کلام بدین معناست که مردم باید، هم حق خود را طلب کنند و هم خود را بدهکار حکومت و نظام بدانند و در واقع به هر دو سو پایبند باشند.
9. نگرش مثبت و کرامت مدار به انسانها
حضرت علی(ع) یکی از نگرشهای مدیر را توجه به ارزش انسانها ـ به طور عام، از هر قبیله و نژاد یا دین و مذهب که باشند ـ میدانند و متذکر میشوند که زمامدار به عنوان مدیر اسلامی باید حافظ حیثیت، آبرو، مال و جان انسانها باشد. حضرت در این خصوص در نامهای خطاب به مأموران مالیاتگیر میفرماید:
هیچکس را از خواستههای مشروعش باز ندارید... و نیز به خاطر گرفتن درهمی، کسی را تازیانه نزنید؛ همچنین به مال احدی ـ چه مسلمان و چه غیرمسلمان که در پناه اسلام است ـ دست نزنید.49
امام(ع) در سیره خود، در برابر افرادی که خویشتن را کوچک وکم ارزش جلوه میدادند،واکنش نشان میداد و آنان را از این کار منع میکرد. برای مثال ایشان از همراهیِ فردی که پیاده در حال حرکت بود با خود که بر مرکب سوار بودند، ممانعت کردند و فرمودند:
باز گرد؛ چرا که پیاده حرکت کردنِ شخصی مانند تو در رکابِ مثلِ من، مایه غرور برای والی و ذلت و خواری برای مؤمن است.50
نگرش حضرت به انسانها، به خصوص مسلمانان، چنان است که ارزش و احترام
آنان را از تمام مقدسات بالاتر میدانند:
و حرمت مسلمان را از دیگر حرمتها برتر نهاده، و حقوق مسلمانان را با اخلاص و یگانه پرستی پیوند داده است. پس مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان او آزاری نبینند، جز آنکه برای حق بود؛ وگزند مسلمان روا نیست جز در آنچه واجب شود.51
بدینترتیب، نگرش مدیر مسلمان به مردم باید حاکی از احترام خاصِ او به آنان باشد، به گونهای که از ناحیه مدیریت او هیچ نوع بیاحترامی و آزاری به مسلمانان نرسد؛ چنانکه باید به مردم محبّت کامل داشته باشد.
حضرت در این باره خطاب به مالک اشتر میفرماید:
قلب خویش را نسبت به ملت خود مملو از رحمت و محبّت و لطف کن و نسبت به آنها همچون حیوان درندهای مباش که خوردن آنان را غنیمت شماری! زیرا آنها دو گروه بیش نیستند: یا برادران دینی تواند، و یا انسانهایی همچون تو.52
همچنین خطاب به ابنعباس ـ هنگامی که او را به فرمانداری مصر منصوب کرد ـ فرمود:
با مردم گشادهرو باش؛ آنگاه که آنان را بینی، یا درباره آنان حکمی دهی یا در مجلس ایشان نشینی.53
ایشان رفتار نامناسب با غیرمسلمانان را نیز نمیپذیرند و خطاب به یکی از کارگزاران خود- که با مردم غیر مسلمان تحت قدرت خود بد رفتاری کرده بود - میفرمایند:
اما بعد، دهقانانِ شهر تو شکایت دارند که با آنان درشتی میکنی و سختی روا میداری، ستمشان میورزی و خردشان میشماری. من در کارشان نگریستم و دیدم چون مشرکاند نتوانشان به خود نزدیک گرداند، و چون در پناه اسلاماند نشاید آنان را راند. پس، در کار آنان درشتی و نرمی را با همآمیز. گاه مهربان باش و گاه تیز! زمانی نزدیکشان آور و زمانی دورتر.54
10. توجه به قدرت و نظارت الهی
چنان که گذشت، قدرتِ همراه با مدیریت، آسیبهایی مانند عُجب و کبر و فساد در انسان تولید میکند. بدینسبب علی(ع) متذکر میشوند که راه علاج این امراض روحی
آن است که مدیر نگرش خود را به مدیریت بدینگونه شکل دهد که با در نظر گرفتن عظمت، قدرت و سلطنت الهی به کوچک بودن خود وعملش پی ببرد.در این صورت مدیریت و ریاستی که از این مدیریت برای او حاصل شده است، نمیتواند باعث خودبزرگبینی او شود. حضرت در این خصوص خطاب به مالک اشتر میفرماید:
آنگاه که در اثر موقعیت و قدرتی که در اختیار داری، کبر و عُجب و خودپسندی در تو پدید آید، به عظمت قدرت و مُلک خداوند که مافوق تو است، نظر افکن! که این تو را از سرکشی پایین میآورد و تیزی تو را فرو مینشاند و خِرَد رفته ات را به جای باز میگرداند. از همتایی در علوّ و بزرگی با خداوند برحذر باش و خود را از تشبّه با او در جبروتش برکنار دار؛ چرا که خداوند هر جبّاری را ذلیل و هر فرد خودپسند و متکبّری را خوار خواهد ساخت.55
و در جای دیگر از عهدنامه میفرماید:
هرگز حاکم بر خویشتن نخواهی بود، جز اینکه فراوان به یاد قیامت و بازگشت به سوی پروردگار باشی.56
حضرت برای کنترل درونی افراد، نظارت الهی را به یاد آنها میآورد و میفرماید:
از معصیت خدا در خلوتگاهها بپرهیزید؛ چرا که همو شاهد و همو حاکم و دادرس است.57
همچنین میفرماید:
آن روز [قیامت] همراهِ هر کس گواه و سوق دهندهای است، که تا صحنه قیامت او را میراند و شاهدی که به اعمال او گواهی دهد.58
امام(ع) در مورد نظارت الهی خطاب به محمد بن ابیبکر ـ هنگامی که حکومت مصر را به او داد ـ میفرماید:
با آنان فروتن باش و نرمخو، و هموار و گشادهرو، و به یک چشم به همگان بنگر؛ خواه به گوشه چشم نگری و خواه خیره شوی به آنان، تا بزرگان در تو طمعِ ستم بر ناتوانان نبندند و ناتوانان از عدالت مأیوس نگردند؛ که خدای تعالی میپرسد از شما بندگان، از خرد و درشتِ کارهایتان و از آشکارِ آن و نهان.59
حضرت یکی از کارگزاران خود را - که در اموال مردم خیانت کرده بود -به سختیِ
حساب الهی آگاهی میدهد و خطاب به او میفرماید:
... به من خبر دادهاند تو کشت زمین را برداشته و آنچه پایت بدان رسیده برای خو
پیوند گرم وصمیمی وبلاگ نویسان ایراج و مهرجان
مدیریت محترم سایت مهرجان جناب آقای مهندس براتبا سلام
از اینکه وبلاگ طبیعت ایراج را بعنوان پل ارتباطی وبلاگ نویسان
بزرگوار ایراجی و سایت مهرجان انتخاب و لینک نموده اید بی
نهایت سپاسگزارم . بسیار خرسندم که روستای ایراج رادر خور و
شان ایراجی زیبا همراه با مردمانی با صفا معرفی نموده اید .
انشاالله در این فضای مجازی مردم خونگرم و دوست داشتنی و
میهمان نواز مهرجان و ایراج با دستانی گرم در جهت رشد و
شکوفایی و اعتلای نام منطقه قلم توانای خویش را با همت بلند
بکار گیرند .موفقیت روز افزون حضرتعالی را از خداوند منان خواستارم


